تبلیغات
عاشق ترین ها - داستان عجیب

داستان عجیب

پسری دختر زیبایی را دید,شیفته اش شد چند قدمی باهم راه رفتن,که یه بنز گرون قیمت جلوشون ترمز زد,دختر گفت:خیلی خوش گذشت ولی من نمیتونم همش پیاده بیام,از پسر جدا شد و رفت سوار ماشین شد,راننده بهش گفت:خانم بی زحمت از ماشین پیاده شید من راننده این اقام....


برچسب ها: داستان عجیب،
[ چهارشنبه 24 دی 1393 ] [ 03:57 ب.ظ ] [ پوریا صادقی ]