عشق میگن به این

<a href=

[ یکشنبه 19 بهمن 1393 ] [ 08:50 ب.ظ ] [ پوریا صادقی ]

صدای آشنا

چقدر این صدا برایم آشناست

صدای هق هق گریه آسمان را می گویم

صدای بارش باران را بارها آن را از اعماق وجودم شنیده ام

صدایی است که رنگ تنهایی دارد و بوی فراق و درد دوری


[ جمعه 28 شهریور 1393 ] [ 11:03 ق.ظ ] [ پوریا صادقی ]

نامه ی استاد شهریار به انشتین

به خاطر بزرگداشت استاد شهریار از شعر های آن بزرگوار در این وبلاگ  گذاشته ایم.
استاد شهریار :

انیشتین یک سلام ناشناس البته می بخشی،

دوان در سایه روشن های یک مهتاب خلیایی

نسیم شرق می آید، شکنج طره ها افشان

فشرده زیر بازو شاخه های نرگس و مریم

از آن هایی که در سعیدیه شیراز می رویند

ز چین و موج دریاها و پیچ و تاب جنگل ها

دوان می آید و صبح سحر خواهد به سر کوبید

در خلوت سرای قصر سلطان ریاضی را.

درون کاخ استغنا، فراز تخت اندیشه

سر از زانوی استغراق خود بردار



ادامه مطلب
برچسب ها: بهترین شعر استاد شهریار، نامه ی استاد شهریار به انشتین،
[ پنجشنبه 27 شهریور 1393 ] [ 10:13 ق.ظ ] [ پوریا صادقی ]

روز شعر ادب و فارسی و بزرگداشت استاد محمد حسین شهریار

گر من از عشق غزالی غزلی ساخته ام

شیوه تازه ای از مبتذلی ساخته ام

گر چو چشمش به سپیدی زده ام نقش سیاه

چون نگاهش غزل بی بدلی ساخته ام

شکوه در مذهب درویش حرامست ولی

با چه یاران دغا و دغلی ساخته ام



ادامه مطلب
برچسب ها: شعر استاد شهریار،
[ پنجشنبه 27 شهریور 1393 ] [ 09:56 ق.ظ ] [ پوریا صادقی ]

رفتن و نرفتن

گاهی باید رفت وبعضی چیز های بردنی را با خود برد
مثل یاد مثل غرور وآنچه ماندنی است را باید جا گذاشت

مثل خاطره مثل لبخند

رفتنت ماندنی میشود وقتی که نباید بروی


[ چهارشنبه 26 شهریور 1393 ] [ 10:20 ق.ظ ] [ پوریا صادقی ]

دوست دارم

ناسپاس از عشق پاکت نیستم

من که عمری با خیالت زیستم

دوستت دارم به جان تو قسم

روی حرفم تا ابد می ایستم!


[ چهارشنبه 26 شهریور 1393 ] [ 05:15 ق.ظ ] [ پوریا صادقی ]

چه کنم...

چه کنم دست خودم نیست که عاشق شده ام

روز و شب محو تماشای شقـایق شده ام

دیگر از عقربـه و ثانیـه ها بیزارم

چه کنم مضحکه ی چشم دقایق شده ام


[ سه شنبه 25 شهریور 1393 ] [ 12:45 ب.ظ ] [ پوریا صادقی ]

دل من مال توست

دلم را که مرور میکنم همه ی آن اذان توست فقط نقطه ای مال من است که به آن میخی میکوبم وقاب عکس تورا از آن آویزان میکنم


برچسب ها: دل نوشته ها،
[ دوشنبه 24 شهریور 1393 ] [ 05:30 ق.ظ ] [ پوریا صادقی ]

خیلی وقت است.....

خیلی وقت است که فراموش کرده ام....
کدامیک را سخت تر میکشم...؟
رنج...!
انتظار...! 
یا نفس را.....!!


[ دوشنبه 24 شهریور 1393 ] [ 04:39 ق.ظ ] [ پوریا صادقی ]

هرگز

هرگز از بی کسی خویش مرنج! هرگز از دوری این راه مگو و از این فاصله که میان من وتوست و هر انگه که دلت تنگ من است بهترین شعر مرا قاب کن و پشت نگاهت بگذار تا که تنهاییت از دیدن من جا بخورد! و بداند که دل من با توست و همین نزدیکی ست


برچسب ها: نوشته ی عاشقانه،
[ یکشنبه 23 شهریور 1393 ] [ 12:09 ب.ظ ] [ پوریا صادقی ]

فاصله ها

شاید فاصله ها بتوانندنگاه ها را از هم دور کنند ولی قدرت این راندارند که یادها را ازهم دور کنند


برچسب ها: مطالب پر معنی،
[ شنبه 22 شهریور 1393 ] [ 08:35 ق.ظ ] [ پوریا صادقی ]

دوست دارم نامه تمام

نوشتمت عزیز دل,دل نگرونتم هنوز. خبر ندارم عاشقی,اما دیوونتم هنوز.نوشتمت یادت نره اون لحظه ی جداییمون,کی دستاشو حلقه میکرد میگفت نرو پیشم بمون.از اون روزای عاشقی فقط همین مونده برام,یه کلام ختم کلام دوست دارم نامه تمام


برچسب ها: دوست داشتن، مطالب عاشقانه،
[ شنبه 22 شهریور 1393 ] [ 04:27 ق.ظ ] [ پوریا صادقی ]

شعر عاشقانه

مثل یه گنجیشک کوچیک آروم بخواب مهربونم
چشماتو رو هم بذار من اینجا بیدار می مونم
کابوس رو زندون می کنم خواب بد رو می سوزونم
حافظ خواب تو می شیم منو خدای خوب دل
چشم هاتو فردا می بینم خوب بخوابی شبت به خیر


برچسب ها: شعر عاشقانه، عاشق ترین ها،
[ جمعه 21 شهریور 1393 ] [ 09:45 ق.ظ ] [ پوریا صادقی ]

کتاب سرنوشت

کتاب سرنوشت برای هر کسی چیزی نوشت

نوبت به ما که رسید قلم افتاد…

دیگر هیچ ننوشت!

خط تیره گذاشت و گفت:

تو باش اسیر سرنوشت…


برچسب ها: اسیر سرنوشت،
[ جمعه 21 شهریور 1393 ] [ 04:42 ق.ظ ] [ پوریا صادقی ]

شعر عاشقانه


ﻣﻪ ﻗﺮﺑﺎﻧﺖ ﺷﻮﻡ ﺳﺮﺩﺍﺭ ﺧﺎﻧﻪ
ﻗﺪﻡ ﺭﺍ ﻣﯽ ﺷﻤﺎﺭﯼ ﺩﺍﻧﻪ ﺩﺍﻧﻪ
ﺑﯿﺎﭘﯿﺸﻢ ﮐﻪ ﭼﻨﺪ ﺑﻮﺳﻪ ﺑﮕﯿﺮﻡ
ﮐﻪ ﻏﺼﻪ ﺑﺮ ﺩﻝ ﯾﺎﺭﺕ ﻧﻤﺎﻧﻪ


برچسب ها: شعر عاشقانه، عاشق ترین ها،
[ پنجشنبه 20 شهریور 1393 ] [ 12:37 ب.ظ ] [ پوریا صادقی ]

تنفس مصنوعی

هر کسی برای خودش خیابانی دارد…

کوچه ای…

کافی شاپی..

و شاید عطری…

که بعد از سالها… خاطراتش گلویش را چنگ میزند!



این روز ها که تـو نیستی ،

من به عکسهایت می نگرم . . .

این همان تنفس ِ مصنـوعی است !!!



[ پنجشنبه 20 شهریور 1393 ] [ 09:48 ق.ظ ] [ پوریا صادقی ]

منتظر عاشق

دخترک شانزده ساله بود که برای اولین بار عاشق پسر شد… پسر قدبلند بود،


صدای بمی داشت و همیشه شاگرد اول کلاس بود. دختر خجالتی نبود اما نمی خواست


احساسات خود را به پسر ابراز کند، از اینکه راز این عشق را در قلبش نگه می


داشت و دورادور او را می دید احساس خوشبختی می کرد. در آن روزها، حتی یک


سلام به یکدیگر، دل دختر را گرم می کرد. او که ساختن ستاره های کاغذی را؟


یاد گرفته بود هر روز روی کاغذ کوچکی یک جمله برای پسر می نوشت و کاغذ را

ادامه مطلب
برچسب ها: داستان عاشقانه، حکایت عاشقانه، عاشق ترین ها،
[ چهارشنبه 19 شهریور 1393 ] [ 12:23 ب.ظ ] [ پوریا صادقی ]

من وبارون به یاد تو

صدای پایش آرام آرام به گوشم می رسد


چیک چیک گونه ام را بوسید


نم نم از گوشه چشمم چکید


باز هم خاطراتم زنده شد




ادامه مطلب
برچسب ها: عاشقانه ها، عاشقانه ترین ها،
[ چهارشنبه 19 شهریور 1393 ] [ 04:34 ق.ظ ] [ پوریا صادقی ]

اولین پست

بعد از این همه مدت بهم ثابت شد عشق یعنی نرسیدن


برچسب ها: عاشقانه،
[ سه شنبه 18 شهریور 1393 ] [ 08:01 ب.ظ ] [ پوریا صادقی ]
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات