تبلیغات
عاشق ترین ها

عشق میگن به این

<a href=

[ یکشنبه 19 بهمن 1393 ] [ 07:50 ب.ظ ] [ پوریا صادقی ]

منم آن شیخ سیه روز....

 
منم آن شیخ سیه روز که در آخر عمر 
لای موهای تو گم کرده خداوندش را 


[ پنجشنبه 8 تیر 1396 ] [ 04:22 ب.ظ ] [ پوریا صادقی ]

خداحافظی تلخ

دخترک توی هوای سرد و زیر هوای ابری منتطر ایستاده بود انقدر عجله کرده بود که یادش رفت پالتویش را بردارد از سرما میلرزید گاهی دستانش را جلوی دهانش میاورد تا گرم شوند نیم ساعتی میشد که ایستاده بود بالاخره اومد مثل همیشه نبود رنگش پریده بود و صورتش آشفته بود آرام قدم بر میداشت دخترک دوان دوان خودش را به او رساند سلام کرد اما پسر در جواب سلام خداحافطی کرد دخترک ماتش برده بود پسر گفت: امروز آخرین ملاقاتمونه من دارم میرم دختر نگران پرسید: چی شده؟ پسر گفت: هیچی ازت زده شدم دیگه نمیخوام با هم باشیم و سرش را پایین انداخت و رفت باران باریدن گرفته بود دخترک همچنان همانجا ایستاده بود دیگر نمی لرزید تنها به پسر نگاه میکرد که هر لحظه از او دور میشد چند روزی گذشت
ادامه مطلب
[ چهارشنبه 7 تیر 1396 ] [ 02:16 ب.ظ ] [ پوریا صادقی ]

دیوونه بازی....

پسر : ضعیفه ! دلمون برات تنگ شده بود اومدیم زیارتت کنیم !

دختر : توباز گفتی ضعیفه ؟

پسر : خب ، منزل بگم چطوره ؟

دختر : وااااای . . . از دست تو !

پسر : باشه ؛ باشه ببخشید ویکتوریا خوبه ؟

دختر : اه . . . اصلاباهات قهرم !

پسر : باشه بابا ، توعزیز منی ، خوب شد ؟ آشتی ؟

دختر : آشتی ، راستی گفتی دلت چی شده بود ؟

پسر : دلم ! آها یه کم می پیچه ! ازدیشب تاحالا !

دختر : واقعا که !

پسر : خب چیه ؟ نمیگم مریضم اصلا ، خوبه ؟

دختر : لوووس !

پسر: ای بابا ، ضعیفه ! این دفعه اگه قهر کنی دیگه نازکش نداری ها !


ادامه مطلب
[ چهارشنبه 7 تیر 1396 ] [ 02:08 ب.ظ ] [ پوریا صادقی ]

تمام تنم میسوزد.....

تمام تنم میسوزداززخمهایی ک خوردم، من ازدست رفتم،،، شکستم،،، میفهمی؟؟ ب انتهای بودنم رسیده ام، امااشک نریختم،،، پنهان شده ام پشت لبخندی ک دردمیکند...


[ چهارشنبه 14 مهر 1395 ] [ 12:09 ب.ظ ] [ پوریا صادقی ]

نفسم برگرد...

✟مــــــــن بــا کلمــــــــہ هـــا بــازی نمیکنــــــم✟ ✡وقتــــــــــــے مینــویســـــــم نفسمــــــــے✡ ⇙ یعنــــــــــے⇘ ♛ زنــدگــــیم بــــــــى تــــــــو♛ ≛ طعــــــــم مــــــــرگ مے دهــــــــد ≛

[ دوشنبه 12 مهر 1395 ] [ 11:26 ق.ظ ] [ پوریا صادقی ]

ماه محرم

قیامت بی حسین غوغا ندارد"شفاعت بی حسین معنا ندارد"حسینی باش كه در محشر نگویند"چرا پرونده ات امضاء ندارد ------------------ عالم همه قطره و دریاست حسین ، خوبان همه بنده و مولاست حسین ، ترسم كه شفاعت كند از قاتل خویش ، از بس كه كَرَم دارد و آقاست حسین ------------------ عالم همه محو گل رخسار حسین است ، ذرات جهان درعجب از كار حسین است . دانی كه چرا خانه ی حق گشته سیه پوش ، یعنی كه خدای تو عزادار حسین است ------------------ آبروی حسین به كهكشان می ارزد ، یك موی حسین بر دو جهان می ارزد ، گفتم كه بگو بهشت را قیمت چیست ، گفتا كه حسین بیش از آن می ارزد ------------------ ماه خون ماه اشك ماه ماتم شد ، بر دل فاطمه داغ عالم شد . فرا رسیدن ماه محرم را به عزادارن راستینش تسلیت عرض میكنم

[ یکشنبه 11 مهر 1395 ] [ 11:35 ب.ظ ] [ پوریا صادقی ]

قدر زندگیتونو بدونید.........

این پست انقدر قشنگ بود منم گذاشتم.
.
.
.
نگاه همه به پرده سینما بود.
(جشنواره فیلم های 10دقیقه ای ...)
اکران فیلم شروع شد.
شروع فیلم: تصویر سقف یک اتاق بود...
دو دقیقه از فیلم گذشت
چهار دیقه دیگر هم گذشت
هشت دقیقه ی اول فیلم تنها تصویر سقف اتاق بود!
صدای همه درآمد.
اغلب حاضران سالن سینما را ترک کردند.
ناگهان دوربین حرکت کرد و آمد پایین
و به یک كودك معلول قطع نخاع خوابیده روی تخت رسید..
جمله زیرنویس فیلم: این تنها 8 دقیقه از زندگی این انسان بود و شما طاقتش را نداشتید.
قدر زندگیتان را بدانید!


[ چهارشنبه 31 شهریور 1395 ] [ 05:40 ب.ظ ] [ پوریا صادقی ]

شهریور.........


شهریور عاشق انار بود ،
اما هیچ وقت حرف دلش را به انار نزد...
آخر انار شاهزاده ی باغ بود
تاج انار کجا و شهریور کجا !
انار اما فهمیده بود
میخواست بگوید او هم عاشق شهریور است ،
اما هر بار تا می رسید فرصت شهریور تمام میشد...
نه شهریور به انار می رسید 
و نه انار می توانست شهریور را ببیند ؛
دانه های دلش خون شد و ترک برداشت
سالهاست انار سرخ است ،
سرخ از داغی و تندی عشق...
و 
قرن هاست شهریور بوی پائیز می دهد !


[ چهارشنبه 31 شهریور 1395 ] [ 02:01 ب.ظ ] [ پوریا صادقی ]

پاییز توراههههه

فصلی در راه است

با اشک هایی که 
هنوز بر گونه ی خیابان نیفتاده 

خشک می شوند،

و عشق
پنهانی ترین 
رازِ پاییز است.




[ چهارشنبه 31 شهریور 1395 ] [ 09:52 ق.ظ ] [ پوریا صادقی ]

به سلامتی

بسلامتی همه ی ﺣــﺮﻓﺎﯾﯽ ﮎ ﺗﺎﯾــﭗ ﺷُﺪ ﻭﻟـﯽ ﺳِـﻨﺪ ﻧَــﺸُــﺪُ ﭘـﺎﮎ ﺷﺪ ... بسلامتی ﺣﺮﻓﺎﯾﯽ ﮎ ﺗَـﻪِ ﺩﻟﻢ ﻣﻮﻧـﺪُ ﺁﺧـﺮِﺷَﻢ ﯾﻪ ﭘُﺴﺖ ﺷُـﺪُ ﻻﯾﮏ ﺷﺪ !!

برچسب ها: به سلامتی، عاشقترین ها،
[ سه شنبه 30 شهریور 1395 ] [ 08:34 ب.ظ ] [ پوریا صادقی ]

شهریور.........

شهریور هم رفتارش عاشقانه است...!
فقط ادعا میکند گرم است...,
ولی...
دیدی چند شب,چه کرد...؟
گردو خاک کرد...!
بعد هم بغض کرد و بغضش ترکید....!
گوشت را بیاور جلو...
بین خودمان باشد...
گمان کنم عاشق پاییز شده است...!
دلم نمیاید وقتی به اوبگویم وقتی به پاییز رسیده ای تمام شده ای..!
یعنی انگار قسمت عاشقی همین است....
کاش میشد تمام نشد و رسید...
کاش میشد..!
غصه هایتان را به برگ درختان آویزان کنید,چند روز دیگر میریزند
√زهرا


[ سه شنبه 30 شهریور 1395 ] [ 10:31 ق.ظ ] [ پوریا صادقی ]

به کسی اعتماد کن که......

به کسی اعتماد کن که بتواند سه چیز در تورا تشخیص دهد .
اندوه پنهان شده در لبخندت را
عشق پنهان شده در عصبانیتت را
و معنای حقیقی در سکوتت را


[ شنبه 27 شهریور 1395 ] [ 11:56 ق.ظ ] [ پوریا صادقی ]

آغاز تلخ یک پایان

آدم که غمگین می شود

خودش را جدا میکند از جمع 
که مبادا آسیبی به خوشی های دیگران بزند 
مورد فراموشی قرار بگیرد

و تنها و تنهاتر می شود...... 
آنچنان از تنهایی خود غرق می شود...... 
که دیگر با هیچ تلنگری برنمیخیزد

و این آغاز تلخ یک پایان است


[ شنبه 27 شهریور 1395 ] [ 11:54 ق.ظ ] [ پوریا صادقی ]

خداحافظی..........

اختــراع تلفـن بـــــزرگـــــتـــرین خیــــانت بــــه بشــــریـت بـــود . . .! خـــداحــافظـــــی بـــایــــد رو در رو بــــاشه . . .؛ گــاهــی اوقـــات اشـک هــا ، آدم هــا رو بیـــدار میکــنن . . . لعنــت بـــر خـداحــافـظــــی هـــای تـلـفـنـــــی . . .!. . . خـ ـ ـدافـ ـ ـظ عـ ـ ـشـ ـقم ........................................................................... منتظرتممممممممممممممممممممممممم

[ پنجشنبه 25 شهریور 1395 ] [ 11:31 ق.ظ ] [ پوریا صادقی ]

دوست داشتن.....

♥️دﻭﺳـــــــﺖ ﺩﺍﺷﺘﻦ ﺑﻪ ﺣــــﺮﻑ ﻧﯿـﺴــــﺖ!!!♥️
♥️ﺑﻪ ﻭﻗﺘــــﯿﻪ ﮐﻪ ﺑﺮﺍﺕ ﻣﯿﺬﺍﺭﻩ♥️
♥️ﺑﻪ ﺍﺭﺯﺷﯿﻪ ﮐﻪ ﺑﺮﺍﺕ ﻗﺎﺋﻞ میشه♥️
♥️ﺑﻪ ﺍﻋﺘﻤﺎﺩﯾﻪ ﮐﻪ ﺑﻬﺖ ﺩﺍﺭه♥️
♥️ﺑﻪ ﺩﻟﮕﺮﻣﯿﻪ که بهت میده♥️
♥️"ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺷﺘﻦ" ﺍﯾﻦ ﻧﯿﺴﺖ ﮐﻪ:ﺟﺎ ﺧﺎﻟﯽ ﻫﺎﺷﻮ ﺑﺎ ﺗو پر کنه ♥️
♥️ﺍﯾﻨﻪ ﮐﻪ ﺑﺨﺎﻃﺮ ﺗــــــــــﻮ♥️
♥️ﺟﺎ ﺧﺎﻟﯽ ﮐﻨـه...♥️


[ پنجشنبه 25 شهریور 1395 ] [ 11:20 ق.ظ ] [ پوریا صادقی ]

عشق یعنی....

به سلامتی عشقی که . . .

وقتی میبینتت اول پیشونیتو میبوسه
و سرتو میذاره رو سینش

وقتی حسودی میکنی....
بغلت میکنه و میگه:
من فقط مال توام دیوونه
پس خیالت راحت چون تصاحبم کردی

وقتی غر میزنی...
فقط و فقط به چشمات خیره میشه و
دم نمیزنه....
تا خودتو خالی کنی 

وقتی از دستت ناراحته به روت نمیاره تو خودش میریزه
تا غمشو نبینی 

وقتی دستاشو میگیری چند لحظه یه بار دستاتو فشار میده
که بفهمی حواسش بهت هست 

حتی وقتی که کمرنگه همیشه یه جورایی حواسش بهت هست
و همش تو فکر و ذکرته 

کسی که کنارش آرومی...
کسی که کنارت آرومه
کسی که دوست داره... 
کسی که دوسش داری

عـــــــــــــشـــــــــق یعنیٰ....
مـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــن...
با تـــــــــــــــــــــــــــــو(R)
خــــــــــــــــــوبــــــم
هیچکسم جز تـــــــــــــــــــو(R) نمیخوام..


[ چهارشنبه 24 شهریور 1395 ] [ 05:40 ب.ظ ] [ پوریا صادقی ]

شکر گزاری

بادقت بخون وهرجمله رو توذهنت تصوركن: یه فلج قطع نخاعى از خواب كه بیدار بشه منتظره یكنفر بیدار بشه، سرش منت بذاره و ببرتش دستشویى و حمام و كاراى دیگه شو انجام بده.میدونى آرزوش چیه؟ فقط یكبار دیگه خودش بتونه راه بره و كاراشو انجام بده... یه نابینا از خواب كه بیدار میشه، روشنایى رو نمیبینه، خورشید و نمیبینه،صبح رو نمیبینه.میدونى آرزوش چیه؟ فقط یكبار فقط یكروز بتونه نزدیكاش و عزیزاش و آسمون و و زندگى رو با چشماش ببینه... یه بیمار سرطانى دلش میخواد خوب بشه و بدون شیمى درمانى و مسكن هاى قوى زندگى كنه و درد نكشه... یه كر و لال آرزوشه بشنوه بتونه با زبونش حرف بزنه... یه بیمار تنفسى دلش میخواد امروز رو بتونه بدون كپسول اكسیژن نفس بكشه... یه معتاد در عذاب آرزوى بیست و چهار ساعت پاكى رو داره... الآن مشكلت چیه دوست من؟ دستتو بذار رو زانوت و از تمام وجودت و نعمتایى كه خدا بهت داده استفاده كن و به روزى فكركن كه شاید همین نعمتا رو از دست بدى... پس شكرگزارى كن و ازشون استفاده كن. تو خیلى خیلى خیلى خوشبختى، غر نزن،ناشكرى نكن. آسونا روخودت حل كن سختاشم بسپار به خدا،خودش واست حل میكنه.

[ چهارشنبه 24 شهریور 1395 ] [ 02:48 ب.ظ ] [ پوریا صادقی ]

خدااااااا.......

آن گاه که تنها شدی و در جست وجوی یک تکیه گاه مطمئن هستی، برمن توکل نما. ( سوره مبارکه نمل-آیه ۷۹)
آن گاه که ناامیدی بر جانت پنجه اَفکَند و رها نمی شوی، به من امیدوار باش. ( سوره مبارکه زمر-آیه۵۳)
آن گاه که دوست داری به آرزویت برسی، به درگاهم دعا کن تا اجابت نمایم. ( سوره مبارکه غافر-آیه۶۰)
آن گاه که دوست داری کسی همواره به یادت باشد، به یاد من باش که من همواره به یادتو هستم. (سوره مبارکه بقره-آیه۱۵۲)
آن گاه که لغزش ها روحت را آزرده ساخت، درتوبه به روی تو باز است. (سوره مبارکه قصص-آیه۶۷)
آن گاه که شیطان همواره در پِی وسوسه توست، به من پناه ببر. (سوره مبارکه مومنون-آیه۹۷)
آن گاه که روحت تشنه ی نیایش و راز و نیاز است، آهسته مرا بخوان. (سوره مبارکه اعراف-۵۵


[ سه شنبه 23 شهریور 1395 ] [ 02:39 ب.ظ ] [ پوریا صادقی ]

داستان عاشقانه......

این محشره حتما بخونید....
(یکی از زیباترین پست های دنیا)

ﻣﺮﺩﯼ ﺑﻪ ﻧﺎﻡ ﺍﺳﺘﯿﻮجابز،ﺑﺮﺍﯼ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﻣﺼﺎﺣﺒﻪ ﺣﻀﻮﺭﯼ ﺷﻐﻠﯽ، ﺑﻪ ﺷﺮﮐﺘﯽ ﺭﻓﺖ. ﻣﺪﯾﺮ ﺷﺮﮐﺖ، ﯾﮏ ﻭﺭﻗﻪ ﮐﺎﻏﺬ ﮔﺬﺍﺷﺖ ﺟﻠﻮﯼ ﺍﺳﺘﯿﻮ ﻭ ﺍﺯ ﺍﻭ ﺧﻮﺍﺳﺖ.
ﺑﺮﺍﯼ ﺍﺳﺘﺨﺪﺍﻡ، ﺗﻨﻬﺎ ﺑﻪ ﯾﮏ ﺳﻮﺍﻝ ﭘﺎﺳﺦ ﺑﺪﻫﺪ.
ﺳﻮﺍﻝ ﺍﯾﻦ ﺑﻮﺩ:
ﺷﻤﺎ ﺩﺭ ﯾﮏ ﺷﺐ ﺑﺴﯿﺎﺭ ﺳﺮﺩ ﻭ ﻃﻮﻓﺎﻧﻰ ، ﺩﺭ ﺟﺎﺩﻩ ﺍﻯ ﺧﻠﻮﺕ ﺭﺍﻧﻨﺪﮔﻰ ﻣﯽ ﮐﻨﯿﺪ ، ﻧﺎﮔﻬﺎﻥ ﻣﺘﻮﺟﻪ ﻣﯽ ﺷﻮﯾﺪ ﮐﻪ ﺳﻪ ﻧﻔﺮ ﺩﺭ ﺍﯾﺴﺘﮕﺎﻩ ﺍﺗﻮﺑﻮﺱ، ﺑﻪ
ﺍﻧﺘﻈﺎﺭ ﺭﺳﯿﺪﻥ ﺍﺗﻮﺑﻮﺱ، ﺍﯾﻦ ﭘﺎ ﻭ ﺁﻥ ﭘﺎ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ ﻭ ﺩﺭ ﺁﻥ ﺑﺎﺩ ﻭ ﺑﺎﺭﺍﻥ ﻭ ﻃﻮﻓﺎﻥ ﭼﺸﻢ ﺑﻪ ﺭﺍﻩ ﮐﻤﮏ ﻫﺴﺘﻨﺪ.
ﯾﮑﻰ ﺍﺯ ﺁﻥ ﻫﺎ ﭘﯿﺮ ﺯﻥ ﺑﯿﻤﺎﺭﻯ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺍﮔﺮ ﻫﺮ ﭼﻪ ﺯﻭﺩﺗﺮ ﮐﻤﮑﻰ ﺑﻪ ﺍﻭ ﻧﺸﻮﺩ ﻣﻤﮑﻦ ﺍﺳﺖ ﻫﻤﺎﻥ ﺟﺎ ﺩﺭ ﺍﯾﺴﺘﮕﺎﻩ ﺍﺗﻮﺑﻮﺱ ﻏﺰﻝ ﺧﺪﺍﺣﺎﻓﻈﻰ ﺭﺍ
ﺑﺨﻮﺍﻧﺪ.
ﺩﻭﻣﯿﻦ ﻧﻔﺮ، ﺻﻤﯿﻤﻰ ﺗﺮﯾﻦ  ﺩﻭﺳﺖ ﺷﻤﺎﺳﺖ ﮐﻪ ﺣﺘﻰ ﯾﮏ ﺑﺎﺭﺷﻤﺎ ﺭﺍ ﺍﺯ ﻣﺮﮒ ﻧﺠﺎﺕ ﺩﺍﺩﻩ ﺍﺳﺖﻭﻧﻔﺮ ﺳﻮﻡ، ﻋﺸﻖ ﺷﻤﺎﺳﺖ!
ﺍﻣﺎ ﺧﻮﺩﺭﻭﯼ ﺷﻤﺎ ﻓﻘﻂ ﯾﮏ ﺟﺎﻯ ﺧﺎﻟﻰ ﺩﺍﺭﺩ.
ﺷﻤﺎ ﺍﺯ ﻣﯿﺎﻥ ﺍﯾﻦ ﺳﻪ ﻧﻔﺮ ﮐﺪﺍﻡ ﯾﮏ ﺭﺍ ﺳﻮﺍﺭ ﻣﻰ ﮐﻨﯿﺪ؟
ﭘﯿﺮﺯﻥ؟
دوستتون؟
عشقتون؟
ﺟﻮﺍﺑﻰ ﮐﻪ ﺍﺳﺘﯿﻮ ﻧﻮﺷﺖ ﺑﺎﻋﺚ ﺷﺪ ﺍﺯ ﻣﯿﺎﻥ ﺻﺪﻫﺎ ﻣﺘﻘﺎﺿﻰ، ﺑﻪ ﺍﺳﺘﺨﺪﺍﻡ ﺷﺮﮐﺖ ﺩﺭ ﺁﯾﺪ.
ﭘﺎﺳﺦ ﺍﯾﻦ ﺑﻮﺩ:
ﻣﻦ ﺳﻮﺋﯿﭻ ﻣﺎﺷﯿﻨﻢ ﺭﺍ ﻣﯽ ﺩﻫﻢ ﺑﻪ ﺁﻥ ﺩﻭﺳﺖ ﺻﻤﯿﻤﯽ ﺍﻡ ﺗﺎ ﭘﯿﺮ ﺯﻥ ﺑﯿﻤﺎﺭ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺑﯿﻤﺎﺭﺳﺘﺎﻥ ﺑﺮﺳﺎﻧﺪ ﻭ ﺑﺎ ﻋﺸﻘﻢ ﺩﺭ ﺍﯾﺴﺘﮕاه منتظرمیمانم شایداتوبوس آمد!


[ سه شنبه 23 شهریور 1395 ] [ 10:26 ق.ظ ] [ پوریا صادقی ]

عاشقییییی........

وقتیـــــــکه ...

فقط در کنار یکی آرامش داری ...

فقط چشمت یه نفر رو میبینه ...

فقط دلت میخواد با اون باشی ...

اگه ازش خبر نداشته باشی کلافه میشی ...

نگاهش و دستاش بهت آرامش میده ...

با صداش به خواب میری ... 

و پر پر میزنی واسه شنیدن صداش ...

هیچ کس و هیچ چیز رو جز اون نمیخوای …

یعنی عاشــــقی ...

همین . . !


[ دوشنبه 22 شهریور 1395 ] [ 11:30 ق.ظ ] [ پوریا صادقی ]

دست های توووووو.......

دست های تو
 
تمام دنیای من است
 
و من همین حالا
 
تمام دنیا را توی دست هایم دارم
 
من دیگر هرگز
 
دلتنگ اشک هایم نخواهم شد
 
تو مثل باد
 
تمام قاصدک هایم را
 
که به شاخه درخت گیر کرده بود رها کردیhttp://uupload.ir/files/8hgk_pic_3.png


[ یکشنبه 21 شهریور 1395 ] [ 10:55 ب.ظ ] [ پوریا صادقی ]

R&P


اﻱ ﻋﺸﻖ ﺗﻮﻳﻲ ﺁﺭاﻡ ﺟﺎﻥ ﻋﺎﺷﻘﺎﻥ
 ﺗﻮﻳﻲ ﺩﺭ ﻗﺼﻪ ﻫﺎﻱ ﺷﺎﻋﺮاﻥ ﺑﺎﺳﺘﺎﻥ
ﺗﻮﻳﻲ ﻗﻠﺐ ﺷﻜﺴﺘﻪ ی ﻟﻴﻼﻱ ﺳﺮﮔﺸﺘﻪ
ﺗﻮﻳﻲ ﺟﺎﻥ ﻛﻭﻫﻲ ﻛﻪ ﻓﺮﻫﺎﺩ ﻛﻨﺪﻩ 
تویی همچو تیزی خنجر شیرین 
تویی شیرین هنوز ای عشق دیرین 
.....................................................................................
عشقم نیستی در كنارم اما یادت هست محرم درد هایم..R&p



[ یکشنبه 21 شهریور 1395 ] [ 12:55 ب.ظ ] [ راضیه اجاقی ]

عشق

بودنت آرامشے ست
که تزریق مے شود 
درون رگ هایم
با حس نفس هایت
تکثیرمے شود درون من
مبتلاے تو شده ام
اے دلیل هر تپش قلب من




[ یکشنبه 21 شهریور 1395 ] [ 09:54 ق.ظ ] [ راضیه اجاقی ]

اسکله ی نازه چشات...........

اسکله ی نازه چشات حریمه امنه قایقم تو ساعته یه رب به عشق عقربه ی دقایقم
گرمیه دستای تورو به صد تا دنیا نمیدم
هر وخ که یارم توبودی بی کسیو نفهمیدم 
تو بنده دل سلول عشق حبسه نگاتو میکشم
ولی بازم رو میله ها عکسه چشاتو میکشم
آی قصه ی بی سرو ته شعره بدون قافیه
 برای مرگ من نبودنه تو کافیه
(تقدیم به عشقم........Raz)


[ یکشنبه 21 شهریور 1395 ] [ 02:21 ق.ظ ] [ پوریا صادقی ]

عشق.....

' مردها...
گاهی همه ی عشقشان در نگاهشان خلاصه می‌شود!
بگذار مطمئن باشد که می فهمی...
گاهی زبانش نمی چرخد به گفتنِ "دوستت دارم"
اما تا دلت بخواهد شوقِ بودنش فریاد می زند...
و عاشقانه ای برایِ لحظه هایت می‌شود.
وقتی ناگهان سکوت میکند میانِ هیاهویِ حرفهایتان! دستش را محکم بگیر و بگو: "من هم دوستت دارم"
زیباترین لباسی که میتواند زن را بپوشاند
بازوان مردیست که
اورا در آغوش گرفته است
و عاشقانه دوستش دارد.

undefined


[ شنبه 20 شهریور 1395 ] [ 05:32 ب.ظ ] [ پوریا صادقی ]